اگر سمرقند «آینه جهان» است، بخارا «روح جهان» است. در حالی که سمرقند با گنبدهای فیروزهای و عظمت امپراتوری تیمور لنگ فخر میفروشد، بخارا فروتن، خاکی و عمیقاً معنوی است. این شهر که بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت دارد، یکی از معدود شهرهای جهان است که بافت تاریخی آن تقریباً دستنخورده باقی مانده است. قدم زدن در کوچههای پیچدرپیچ بخارا، نه یک گردش توریستی، بلکه سفری در زمان به روزهایی است که کاروانهای شتر با بارهای ابریشم و ادویه از دروازههای آن عبور میکردند.
بخارا شهری است که ابنسینا در کتابخانههای آن طب آموخت، رودکی در ستایش آن شعر سرود و مولوی به عشق آن اشاره کرد. اینجا شهر هزار و یک شب نیست؛ اینجا خودِ تاریخ است که نفس میکشد.
۱. مجموعه پایِ کلان (Po-i-Kalyan): نماد قدرت و دیانت
قلب تپنده بخارا، مجموعه «پای کلان» است که در زبان فارسی به معنای «پایِ بزرگ» است. این میدان عظیم که شامل سه بنای شاهکار است، اوج هنر معماری اسلامی در آسیای مرکزی را به نمایش میگذارد.
الف) مناره کلان (The Kalyan Minaret)
این مناره ۴۷ متری که در سال ۱۱۲۷ میلادی (قرن ۱۲) ساخته شد، چنان با ابهت بود که وقتی چنگیزخان مغول به پای آن رسید و کلاهش از سر افتاد، خم شد تا آن را بردارد و گفت: «این تنها بنایی است که مرا وادار به تعظیم کرد.» به همین دلیل، چنگیزخان دستور داد تمام شهر را بسوزانند اما این مناره را سالم نگه دارند.
-
معماری: بدنه مناره با ۱۴ نوار تزئینی آجری پوشیده شده که هر کدام طرح هندسی متفاوتی دارند. این آجرچینیها در طول روز با تغییر زاویه خورشید، سایهروشنهای بدیعی ایجاد میکنند.
-
کارکرد: در گذشته از این مناره برای اذان گفتن، راهنمایی کاروانها در شب (با روشن کردن آتش در بالای آن) و متأسفانه برای اعدام جنایتکاران (با پرتاب کردن آنها از بالا به پایین) استفاده میشد؛ به همین دلیل به آن «برج مرگ» نیز میگفتند.
ب) مسجد کلان
درست در پای مناره، مسجد جامع کلان قرار دارد که میتواند ۱۲ هزار نمازگزار را در خود جای دهد. صحن وسیع این مسجد با ایوانهای بلند و کاشیکاریهای معرق، حس آرامش عجیبی به انسان میدهد. گنبد آبی فیروزهای آن که از دورترین نقاط شهر دیده میشود، نمادی از آسمان بخاراست.
ج) مدرسه میرِ عرب (Mir-i-Arab Madrasah)
در مقابل مسجد، مدرسه میر عرب با دو گنبد آبی درخشان قرار دارد. این مدرسه یکی از معدود مراکز دینی در شوروی سابق بود که اجازه فعالیت داشت و هنوز هم طلاب در حجرههای آن مشغول تحصیل علوم اسلامی هستند. تماشای رفتوجمد طلاب با لباسهای سنتی، حس زنده بودن تاریخ را تقویت میکند.
۲. ارگ بخارا (The Ark): دژ نفوذناپذیر امیران
ارگ بخارا قدیمیترین بنای شهر است؛ دژی عظیم که بر روی تپهای مصنوعی ساخته شده و دیوارهای بلند و شیبدار آن (با ارتفاعی بین ۱۶ تا ۲۰ متر) گویی هنوز آماده دفاع در برابر مهاجمان هستند.
-
شهری درون شهر: ارگ تنها یک قلعه نظامی نبود؛ بلکه شهری کامل شامل کاخها، خزانهداری، زندان، مساجد و اصطبلها بود. امیران بخارا تا زمان بمباران ارگ توسط ارتش سرخ شوروی در سال ۱۹۲۰، در اینجا زندگی میکردند.
-
افسانه ساخت: میگویند سیاوش، قهرمان اساطیری شاهنامه، این ارگ را بنا نهاد تا عشق خود را به دختر افراسیاب ثابت کند.
-
امروز: حدود ۸۰ درصد ارگ در طول تاریخ ویران شده، اما بخشهای باقیمانده شامل مسجد جامع (با ستونهای چوبی حکاکی شده) و تالار بارعام، اکنون به موزههایی تبدیل شدهاند که نسخههای خطی، سکهها و لباسهای زربفت امیران را نمایش میدهند.
۳. آرامگاه اسماعیل سامانی: رقص نور و آجر
اگر بخواهیم تنها یک بنا را به عنوان شاهکار مهندسی و هنری بخارا انتخاب کنیم، بیشک آرامگاه امیر اسماعیل سامانی (بنیانگذار سلسله سامانیان) است. این بنا که در قرن دهم میلادی ساخته شده، قدیمیترین بنای اسلامی در آسیای مرکزی است.
-
جادوی آجر: این مکعب ساده با گنبد نیمکرهای، فاقد هرگونه کاشیکاری رنگی است. تمام زیبایی آن مدیون چیدمان هنرمندانه آجرهاست که شبیه سبدبافی به نظر میرسد.
-
تغییر چهره: معماری بنا به گونهای است که در ساعات مختلف روز تغییر رنگ میدهد؛ صبحها خاکستری روشن، ظهرها زرد طلایی و هنگام غروب نارنجی متمایل به سرخ میشود.
-
نماد ملی: این بنا نمادی از رنسانس ایرانی پس از اسلام و احیای زبان و فرهنگ فارسی در منطقه است.
۴. لبِ حوض (Lyabi-Hauz): نشیمنگاه شهر
برخلاف بسیاری از بناهای تاریخی که خشک و موزهای هستند، مجموعه «لب حوض» سرشار از زندگی است. این مکان در قرن ۱۷ ساخته شد و شامل یک استخر بزرگ مرکزی است که اطراف آن را درختان توت کهنسال و رستورانهای سنتی احاطه کردهاند.
-
خونسردی در کویر: در تابستانهای داغ بخارا، لب حوض پناهگاهی خنک برای مردم بود. سقاها (آبرسانها) مشکهای خود را از اینجا پر میکردند.
-
مجسمه ملا نصرالدین: در کنار حوض، مجسمه برنزی ملا نصرالدین سوار بر الاغش قرار دارد. مردم محلی معتقدند اگر انگشت شست او را لمس کنید و آرزویی کنید، برآورده میشود (یا دستکم لبخندی بر لبتان مینشیند).
-
مدرسه نادر دیوانبیگی: در ضلع شرقی حوض، مدرسهای قرار دارد که ابتدا قرار بود کاروانسرا باشد، اما چون خان بخارا اشتباهاً آن را «مدرسه» خطاب کرد، معمار مجبور شد نقشهاش را تغییر دهد! نمای ورودی آن دارای تصویر دو سیمرغ است که خوکی را در چنگال دارند و به سمت خورشید میروند؛ تصویری نادر در معماری اسلامی.
۵. گنبدهای تجارتی (Toqi): بازار هزار و یک شب
بخارا شهری تجاری در مسیر جاده ابریشم بود و بازارهای سرپوشیده آن (که به آنها «تاق» میگویند) شاهکارهای معماری اقلیمی هستند. این گنبدها طوری طراحی شدهاند که هوای خنک را به داخل میکشند و گرمای سوزان را دفع میکنند. هنوز هم میتوانید در زیر این گنبدها قدم بزنید و سوغات بخرید:
-
تاق زرگران (Toqi Zargaron): گنبد جواهرسازان که زمانی مرکز فروش طلا و نقره بود.
-
تاق تلپکفروشان (Toqi Telpak Furushon): گنبد کلاهفروشان. هنوز هم میتوانید کلاههای پشمی، پوستی و سنتی ازبکی را در اینجا پیدا کنید.
-
تاق صرافان (Toqi Sarrofon): گنبد صرافان که محل تبدیل ارز بازرگانان جاده ابریشم بود. امروز این بازارها پر از فرشهای دستباف، سوزنیهای رنگارنگ، ادویهجات معطر، قیچیهای تزئینی و چاقوهای معروف بخارایی است.
۶. چهار منار (Chor Minor): کوچک اما دلربا
این بنای کوچک و عجیب که در پیچ و خم کوچههای باریک پنهان شده، یکی از فتوژنیکترین جاهای بخاراست. چهار منار در واقع دروازه ورودی یک مدرسه تخریبشده بود. چهار برج فیروزهای رنگ آن با کلاههای آبی، هر کدام شکل و تزئینات متفاوتی دارند. برخی معتقدند این چهار منار نمادی از چهار دین بزرگ (اسلام، مسیحیت، یهودیت و بودیسم) است که نشاندهنده روحیه مداراگر بخارا در طول تاریخ بوده است.
۷. مسجد بولو حوض (Bolo Hauz Mosque)
این مسجد که به «مسجد چهل ستون» نیز معروف است (هرچند ۲۰ ستون دارد، اما انعکاس ستونها در حوض مقابلش، تعداد آنها را به ۴۰ میرساند)، محل عبادت خصوصی امیران بخارا بود. ستونهای چوبی بلند و باریک که سقف ایوان را نگه داشتهاند، با ظرافت تمام خراطی و رنگآمیزی شدهاند. سقف ایوان یکی از زیباترین نمونههای هنر چوب و رنگ در ازبکستان است.
۸. آرامگاه بهاءالدین نقشبد: مکه آسیای مرکزی
در حومه شهر بخارا، آرامگاه خواجه بهاءالدین نقشبد، بنیانگذار طریقت صوفیه نقشبد یه، قرار دارد. این مکان برای مردم آسیای مرکزی بسیار مقدس است و میگویند سه بار زیارت آن برابر با یک بار سفر حج است. فضای این مجموعه بسیار روحانی و آرام است. باغهای سرسبز، حوضهای پرآب و درخت توت کهنسالی که مردم برای حاجتروایی زیر آن دعا میکنند، فضایی عرفانی ایجاد کردهاند.
فرهنگ و تجربه سفر: چرا بخارا خاص است؟
-
زبان پارسی: در کوچههای بخارا، نیازی به مترجم ندارید. تقریباً همه مردم به زبان تاجیکی (فارسی دری) صحبت میکنند. شنیدن شعر حافظ و رودکی از زبان پیرمردان چایخانهنشین، تجربهای است که اشک به چشم هر ایرانی میآورد.
-
شهر خاکیرنگ: برخلاف بسیاری از شهرهای توریستی که پر از رنگهای جیغ هستند، بخارا سمفونی رنگهای خاکی، آجری و قهوه ای است که تنها با گنبدهای فیروزهای و لباسهای رنگارنگ زنان شکسته میشود. این هارمونی رنگ، آرامش عجیبی دارد.
-
زندگی شبانه: شبهای بخارا جادویی است. نورپردازی بناهای تاریخی بسیار حرفهای انجام شده و شهر در سکوت کویر فرو میرود. نشستن در لب حوض، نوشیدن چای سبز و تماشای انعکاس نور در آب، پایانبخش عالی برای یک روز طولانی است.
اطلاعات کلیدی برای مسافران (۲۰۲۶)
-
بهترین زمان سفر: بهار (آوریل تا ژوئن) و پاییز (سپتامبر تا نوامبر). تابستانها بسیار گرم (تا ۴۵ درجه) و زمستانها سرد است.
-
دسترسی: قطار سریعالسیر «افراسیاب» فاصله سمرقند تا بخارا را در کمتر از ۲ ساعت طی میکند.
-
اقامت: سعی کنید در یکی از هتلهای سنتی (Boutique Hotels) در بافت قدیم شهر اقامت کنید. این هتلها اغلب خانههای قدیمی تاجران یهودی یا مسلمان بودهاند که بازسازی شدهاند و حیاط مرکزی دلبازی دارند.
-
غذا: حتماً «اوش سوفی» (Osh Sofi) یا همان پلو بخارایی را امتحان کنید. این پلو برخلاف پلوهای دیگر، هم زده نمیشود و باید لایهلایه سرو شود.
بخارا شهری است که باید آن را آرامآرام نوشید. عجله در این شهر معنا ندارد؛ اینجا جایی است که زمان متوقف شده تا شما تاریخ را در آغوش بگیرید.
نظر (0)